منظر دیده قدمگاه گدایان شده است کاخ دل درخور اورنگ شهی باید کرد
روشنان فلکی را اثری در مانیست حذراز گردش چشم سیهی باید کرد
شب،چوخورشید جهانتاب نهان از نظر است طی این ممرحله با نور مهی باید کرد
خوش همی می روی ای قافله سالار به راه گذری جانب گم کرده رهی باید کرد
نه همین صف زده مژگان سیه باید داشت به صف دلشدگان هم نگهی باید کرد
جانب دوست نگه از نگهی باید داشت کشور خصم تبه از سپهی باید کرد
گر مجاور نتوان بود به میخانه،«نشاط» سجده از دور به هر صبحگهی باید کرد
برچسب:
نویسنده: پویا سلطانی